تبليغاتX
شازده کوچولو
85/11/15
رويايم...

لبريز از احساسي نو

عطشناك ديداري دوباره

انتظاري شيرين و كشنده لحظه هايم را پر كرده

وسوسه آمدنت و دنيايي از باور و ترديد جانم را گرفته

تمام نگاهم بوي اشتياق آمدنت ميدهد

دور نيستي اين انتظار...

جدايي و انتظار كه پايان گرفت شاعر مي شوم شاعر لحظه هاي شيريني كه تو با نگاهت برايم آورده اي.تمام شعرهايم را در گوش خفتگان خسته اين دشستان مي خوانم و صداي خنده ام خواب همه خفتگان را ...

كمك كن روياي شيرينم را بسازم.