تبليغاتX
شازده کوچولو
85/07/27

برگ زرد پاییزی سخت شاخه پاییز خورده را گرفته

تا تو آن پایین منتظر افتادنش باشی تا زیر پایش بیاوری دل از درخت نمی کند

برگ زرد پاییزیم،تو برو تا من با خیال راحت زیر پای بیگانگان خرد شوم.

خسته از چسبیدن به شاخه خشک انتظارت برای به زیر پا کشیدنم طولانی نمی شود ولی خواهش میکنم برو

85/07/11
رفتم که ..

به چشمان اشک آلود من نگاه نکن

گل من...گل سرخ مغرورم،نامم برای تو...سیاره کوچکم برای تو...توشازده این سیاره شو.

من دوباره می روم بازگشت من بی ثمر بود درست مثل رفتنم.

می روم تا فارغ شوم ز کشمکش بی ثمر بین دوست داشتن تو و غرورم.

به پاییزی که رسیده قسم من همیشه.....

 

85/07/02
درد دل شازده کوچولو

 

فردا آمد

تو هم آمدی از گذشته، ازآینده آمدی

ولی تو آن نیستی،آن کوچک پاک که من از پاکی لحنت سرمست بودم.

بالاخره فردا رسید

میدانی،مطمئنم میدانی دوست داشتنت برای من تکلیف شده.

حالا فقط باید تورا داشته باشم و دعا کنم خوب بمانی.

گلم،گل سرخ و زیبای من هجرت طولانی من تورا به فکر نبرد؟سفر من از سیاره ام ،گذشتن من از غرورم، اشکهای وقت و بی وقت پنهانیم. گلم،گل زیبا و ضعیف و مغرورم دوری تو من را آب دیده کرد ولی تو مغرورتر شدی.

از هجرتم پشیمان شدم،در نبود من از سیاره دیگر غریبه ای آمده عطر تنش درگلبرگهایت پیچیده،با رفتنم فقط میخواستم علاقه ام را به تو ثابت کنم،که نبودمن تمام فکرت را پرکند،فکر اهلی کردن تو من را به راه اشتباهی برد،

اگرفقط یک لحظه گمان می کردم فردا تورا برای همیشه از دست می دهم وتو گل من نمی مانی هیچ وقت برای یک لحظه هم تورا تنها نمی گذاشتم.از همه چیز میگذشتم ولی تورا رها نمی کردم.

تو میدانی

همیشه سبز می خشکد

همیشه ساده می بازد

همیشه لشکر اندوه

به قلب ساده می تازد