تبليغاتX
شازده کوچولو
85/04/29

برچهره آسمان سرزمینم نقاب سیاه کشیدم آسمانی که خورشید ندارد بهتر که سیاه باشد.

روزها را پی هم دنبال می کنم به آخر تک تکشان می رسم ولی بی برداشت و زندگی همچنان ادامه دارد،خسته از تکراری بودنش نشده!!!

من فریادی هستم که سکوت اختیار کرده.رودی که مرداب شدن را برگزیده،راهی راهی شدم که می دانم می بازم.....

صدبار خواستی و ماندم،ولی وقتی یکبار از تو خواستم بمانی......

85/04/24
4/23

نه،

نگو درست می شه

نگو زیاد مهم نیست.

مهم بود،

درست هم نمی شه.

آب رفته رو نمی شه...

زمان به عقب بر نمی گرده

85/04/04
به خودم نهیب می زنم

روزها در گذرند

شک نکن

هیچ وقت توقفی اتفاق نمی افتد،

شتاب هم نکن،هم قدم با این روزها برو

ازنگاه کردن به گذشته چشم بپوشان،آینده را از دست نده.

از عاقبت روزهایی که بی هدف از دست می دهی بترس.....